تفاوت ما و آنها... ما همواره به یاد خداییم
تفاوت ما و آنها... ما همواره به یاد خداییم
مسلمان بر اساس آموزههای دینش، تعامل خود با تمام پیرامونیانش را با ذکر و یاد خدا آغاز میکند؛ هنگامی که جامهای نو بر تن میکند، سوار خودرو میشود، یا پا به خانهای جدید میگذارد، و حتی هنگام تغییر زمان از سپیدهدم به شبانگاه. اگر به دقت در این امر بنگرید، همچون دایرهای نمایان میشود که این زمانها و اشیاء، همگی جایگاهی در درون آن دایره دارند و انسان نیز در این دایره، از این حالت و زمان و وضعیت به دیگری میرود و بر گرد مرکز و محورِ دایره میچرخد؛ که -بلا تشبیه- پروردگار، آن مرکز و نقطهٔ ثابت است.
از همین رو، هنگامی که انسان از این خانه، یا آن خودرو، یا آن زمانِ خاص عبور میکند، برایش عادی جلوه میکند و میداند که خودِ اشیاء مرکز نیستند، بلکه پروردگار مرکز است. دیگر برای گذشتِ زمان و از میان رفتن چیزها و تغییرشان به چیزهای دیگر اندوهگین نمیشود؛ زیرا میداند که وجود این شیء و آن زمان و وضعیت، تنها برای آن بوده که از طریق آنها بندگی و عبادت خدا را به جای آورد، و آن [حقیقتِ] ثابت، همان خداست.
بدین ترتیب، با تغییر اسباب (وسیلهها)، هدف و آن امرِ ثابت بر جای خود باقی میماند و دل بهجای دلبستگی به اسباب، به آفرینندهٔ اسباب و زمانها و احوال گره میخورد. هنگامی که این موضوع را با فرمایش پیامبر (ﷺ) پیوند دهیم که میفرماید: «مؤمن در دنیا همچون غریب و رهگذری زندگی کند»، درمییابیم که رفتارش با اشیاء پیرامونش باید همچون غریبی در دنیا و رهگذری باشد؛ او مالک حقیقی این چیزها نیست، بلکه تمام آنها از آنِ پروردگارند و وسیله و ابزاری برای بندگی خدا هستند؛ نه اسبابی برای فراموش کردن خدا و دلبستگی و مشغول شدن به آنها، آنچنان که گویی ملک شخصیاش هستند و خودِ اشیاء اهمیت ذاتی دارند.
این همان چیزی است که در دنیای مدرن و سبک زندگی معاصر میبینیم؛ جایی که همهچیز پررنگ و برجسته شده و انسان چنان به آنها وابسته شده است که با از دست دادنشان، تعادل خود را میبازد. اگر در دوران گذشته، نوع تعامل انسان با اشیاء بهگونهای بود که آنها را مال و ملک خود میپنداشت و خدا را فراموش میکرد، شاید تنها خطایی فردی محسوب میشد -چنانکه آیه بیان میکند: ﴿وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَٰذِهِ أَبَدًا﴾ [الکهف: ٣٥] (و در حالی که به خویشتن ستمکار بود، وارد باغش شد [و] گفت: گمان نمیکنم این [باغ] هرگز نابود شود)- اما اکنون، این امر به فرهنگ غالب و نگرش عمومی انسان تبدیل شده است.
بنابراین، مهم است که انسان از راه تدبر در قرآن، خطاها و عیبهای خویش را دریابد و نگذارد که موج تاریکی او را با خود ببرد.
دکتر یحیی اسماعیل