چرا برخی کشورها برای دستیابی به سلاح هستهای تلاش میکنند؟ (نیمنگاهی به ونزوئلا)
یک پرسش رایج سیاسی وجود دارد: چرا برخی کشورها، با وجود تحریمها، تهدیدها، انزوا و محاصره، همچنان بر دستیابی به سلاح هستهای پافشاری میکنند؟ حتی حاضرند برای رسیدن به آن بجنگند. بخش عمدهای از پاسخ، همان چیزی است که دیروز رخ داد.
در حقیقت، سلاح هستهای بیش از آنکه یک ابزار عملیاتی تهاجمی باشد، یک سلاح دفاعی استراتژیک است. بنیاد این ایده چنین است: هنگامی که شما دورنمای یک پاسخ ویرانگر را نشان میدهید، دشمنتان اصلاً به گزینهٔ حمله فکر هم نخواهد کرد.
به همین دلیل است که از سال ۱۹۴۵ تاکنون، ندیدهایم که هیچ کشورِ دارای سلاح هستهای اشغال شود، یا رژیمش با نیروی نظامی سرنگون گردد، و یا هرگز فکر دستگیری و ربودن رئیسجمهورش به ذهن کسی خطور کند. چرا؟ زیرا هزینهٔ چنین اقدامی بسیار فراتر از دستاورد آن است. از همین رو، سایر کشورها نیز میکوشند تا این مصونیت و تضمین هستهای را برای خود فراهم کنند.
در نتیجه میبینید کشوری مانند ونزوئلا بدون آنکه خطری ایجاد کرده باشد، مورد حمله قرار میگیرد و در نیمهشب کیسه بر سر رئیسجمهورش کشیده و ربوده میشود. اما در آن سو، کشوری مانند کره شمالی با تمام تهدیدها و خطراتش، کسی جرئت تعرض به آن را ندارد.
این ماهیتِ نظم نوین جهانی است؛ نه قانون، نه حاکمیت کشورها و نه خاک، هیچکدام در برابر «قدرت» و «توان ویرانگری» ارزشی ندارند.
آرام ملا نوری